درباره نویسنده
DOCTOR.MV
سلام . محمد ولی شرف هستم ساکن اهواز ب تشکر که دیدن کردین
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
مطالب اخیر
  • بیوگرافی بهترین گروه ها و خواننده های رپ ایرانی
  • بیوگرافی بهترین گروه و خواننده های متال/راک ایرانی
  • انواع سبک ها
کدهای اضافی کاربر



جهان زیر خاک
بیوگرافی بهترین گروه ها و خواننده های رپ ایرانی
نویسنده: DOCTOR.MV - ۱۳۸٩/۱۱/٢٥

سروش لشکری (هیچکس / hich kas )

سروش لشکری ملقب به هیچکس متولد ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۴ از اولین خوانندگان رپ فارسی است.سروش لشکری در آهنگهایی که می‌خواند مدام تاکید شدیدی بر وجود خون آریائی در رگ‌هایش می‌کند و همچنین برای خودش از القابی نظیر : طیب و پدر خوانده و «پدر رپ فارسی» استفاده می‌کند. همچنین وی فرهنگ خیابانی را به خوبی در موسیقی‌اش تجسّم می‌بخشد، بدون اینکه به دام کپی برداری و تقلید از هنرمندان افریقایی_آمریکایی بیفتد. او یکی از پیشگامان «رپ خیابانی» است.سروش لشکری تا کنون دو گروه با نام های ۰۲۱ و صامت را تشکیل داده است.
سروش، چنانکه خود می گوید و در ترانه هایش نیز بدان تاکید می ورزد، شش سال پیش کار آهنگسازی (یا آنگونه که بین اهالی زیر زمین باب است، "کار ساختن بیت") و خواندن ترانه به سبک رپ را آغاز کرد و سر انجام سال گذشته توانست منسجم ترین آلبوم رپ فارسی را با نام " جنگل آسفالت" تهیه و آماده انتشار کند. آلبومی که خود، آن را "نخستین" آلبوم رپ فارسی می داند. 

جنگل آسفالت" با تلفیق سبک رپ و نوای موسیقی سنتی ایرانی و نیز استفاده از سازهای سنتی ایران زمین همچون عود، تنبک، نی، دف و قانون، به راستی برازنده عنوان "رپ فارسی" است. 

هیچکس  سال 1385 سال پرکاری برایش بوده چرا که بعد از مدتها تلاش سرانجام در تابستان آلبوم 'جنگل آسفالت' را حاضر و آماده پخش کرده است. 
به گفته او ابتدا قرار بوده که آلبوم را یک شرکت پخش موسیقی بخرد اما چون آهنگ های آلبوم به "سرقت" رفت و در اینترنت پخش شد، کار فروش آلبوم به نتیجه نرسید. 
سروش  درباره ی  مفهوم "جنگل آسفالت" و دلیل نام گذاری آلبومش با این عبارت می گوید: "از نظر من 'شهر' هم جنگل آسفالت است و آلبوم 'جنگل آسفالت' انعکاسی است از مشکلات اجتماعی و زندگی شهری و اعتراض به آن." 

سروش - هیچکس  "راه اندازی تشکل رپ فارسی" با عنوان " صامت" را از جمله اهداف خود در سال جدید بیان می کند و این کار را " لازمه بقا و پیشرفت رپ فارسی" می داند.
او از بیان جزییات بیشتر درباره "صامت" و زمینه فعالیت آن خودداری می کند ولی   می گوید: "امیدوارم امسال فازش رو بگیریم.
آثارسروش لشکری چندی پیش اولین آلبوم موسیقی رپ خودش تحت عنوان جنگل آسفالت را ارائه داد. وی پیش از تدارک آلبوم جنگل آسفالت بیش از 2۰ ترانه رپ به زبان فارسی منتشر کرده‌است. مهدیار آقاجانی نام آهنگساز ترانه‌های هیچکس در آلبوم جنگل آسفالت است.سروش هیچکس علاوه بر آلبوم جنگل آسفالت تعداد زیادی موسیقی رپ با همکاری رپر‌های دیگر فارسی زبان و انگلیسی زبان نطیر: ابلیس، Reveal، زدبازی، قاف، سامان ویلسون و پیشرو تولید کرده و به بیرون فرستاده‌است.وی همچنین ادعا می‌کند که اهل میدان ونک در تهران است.

 

 

شاهین نجفی 

شاهین نجفی (۱۳۵۹ بندر انزلی ) در گیلان زندگی می کرده است . او دانشجوی رشته جامعه شناسی بوده و به دلیل ابراز عقیده موفق به دریافت مدرک تحصیلی نشده است. و به قول خودش «جامعه شناسی را در جامعه فرا گرفته، نه در دانشگاه». او از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و ساز گیتار را در سبک‌های کلاسیک و فلامنکو آموخت. او آواز خواندن را، ابتدا در سبک‌های راک و اسپانیولی در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف همکاری کرده است.

 

پیش از مهاجرت به آلمان مدتی سرپرست یک گروه موسیقی زیرزمینی در ایران بود و در آلمان سرپرست گروهی به نام اینان بوده است. آخرین گروهی که با آن همکاری می‌کند، گروه تپش ۲۰۱۲ است. با پیوستن او به این گروه و اجرای شعرهای سیاسی-اجتماعی‌اش، تپش ۲۰۱۲ بیش از پیش مورد استقبال مخاطبان و رسانه‌های فارسی‌زبان قرار گرفته است .

شاهین نجفی از ابتدای سال ۲۰۰۹ به همکاری خود با این گروه پایان داد.

وی تا کنون ترانه های زیادی با سبک رپ اجرا کرده که در آنها آمیزه ای از اعتراض به حکومت مذهبی،فقر، زن‌ستیزی، سانسور و اعتیاد را می‌توان دید. او تلاش می‌کند که عناصر شاعرانه و ادبی و اصطلاح‌های فلسفی و سیاسی در ترانه‌هایش حضور داشته باشند.

ترانه های او در فضای انتخابات بیشتر بوی واقعیت به خود گرفت و به چشم آمد.

توهم (Illusion) اولین آلبوم رسمی و استودیویی شاهین نجفی است که در شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۸۸ جهت فروش توسط نشر ایرانی- آلمانی پامس منتشر شد. ترانه های این آلبوم جهت دانلود برای ایرانیان داخل ایران روی اینترنت قرار گرفت.

در این پست قصد دارم تمام آهنگ های شاهین نجفی رو برای دانلود قرار بدم. امیدوارم که از آن لذت ببرید.

 

 

 


بهرام

از زبان خود

متولد : نیمه ی دوم بهار 67 در میدان رسالت تهران البته میگن به قیافمم بیشتر میخوره

در یک خانواده نه چندان مذهبی به دنیا اومدم

پدر یه وانت داشت و باهاش کار میکرد تا بتونه خرج زندگیشو در بیاره
یه خونه ی کوچیک نبش کوچه ای که نصفش خاکی بود بچگیام میرفتم میدون رسالت دعواهای میدون رو میدیدم .
بزرگتر که شدم یکم وضعمون بهتر شد و توی یکی از محله های نارمک خونه اجاره کردم پدرم.(خونش یکم بهتر بود) (با یه میدون بزرگ هم همجوار بود)
دبستان راهنمای اونجا بودم .ادمای جالبی اونجا نبودن کم کم منم همرنگ اونا شدم. وقتی همبازی اونا شدم .

یادمه دستمال کاغذی رو لوله می کردیم.دورش به مقوا می پیچیدیم.بعد لای دستمال کاغذی هم یه لوله کاغذ میذاشتیم و سرش و روشن می کردیم.وقتی می کشیدم خیلی می سوخت ولی دوستام از دودش تحسینم می کردن
بگذریم…
درسم خوب بود جزء بهترینهای مدرسه همه دوسم داشتن مخصوصا معلما ( به خاطر اینکه اوراق بچه ها رو میدادن تا من تصحیح کنم) در حقیقت اینجوری نبود زیر اب کاه نه ولی با سیاست بودم .
شیطتنتهای دوره ی راهنمایم جوری بود که هیچکس ازم انتظار نداشت بچه زرنگ مدرسه ؟این کارو بکنه ؟البته غیر از درس نه قیافشو داشتم که همچین کاری رو کرده باشم نه سابقه ای داشتم .
به ظاهر اروم بودم توی کلاس هم میز دوم میشستم .
اوخر دوره ی راهنمای علاقه ی هنریم به سمت رپ تغییر مسیر داد .
البته اون روز فکر نمی کردم یه روز خودم رپ بخونم گوش میدادم و حالشو میبردم .
دوران دبیرستان محله باز عوض شد.(سمت مجدیه خونه خریدم با بهتر شدن اوضاع پدر)
از دوران دبیرستان همه چیز تغییر کرد .
اول دبیرستان با دو نفر اشنا شدم که گروهی به اسم گپ داشتن(سال 1380)
کارشون واسم خلی جالب بود اخه تا حالا رپ فارسی نشنیده بودم .
خلاصه :
گروه گپ اهنگاشونو به من دادن تا تمرین کنم بلکه یه روز بتونم باهاشون کار کنم.
علاقه ی عجیب و غریبی داشتم .اینقدر تمرین کردم که بعد از یک ما تونستم اهنگ بخونم .
در اوخر ابان 1380 یه البوم جمع کردم البته جای منتشر نشد .
اسم البوم(واسه الان بخون) بود . از نظر فنی خوب بود ولی از نظر شعر ضعیف بود .(محتوای شعریش شبیه گپ بود)
واسه همینم شروع به ترجمه ی اثار غربی کردم تا بفهمم موضوع رپ چیه . این چیزی نبود که بشه بهم درس داد .
از همون موقع درسم به شدت افت پیدا کرد .و دیگه شیطنت هام هم جوری نبود که بشه با سیاست قایمش کرد.کم کم شد م صدر نشین لیست سیاه مدرسه .
و ته کلاس نشین ها .
ته کلاس دوستای بغل دستیم مسخرم میکردن دلیلش این بود که سر کلاس هم دس از سر شعر گفتن بر نمیداشتم .هر چند ضعیف ولی تمرین باعث شد که .. .البته از قبل اهل نوشتن بودم .
داستان مینوشتم . ادبیات قوی داشتم !ولی خب شعر رپ یه چیز دیگس.
کم کم سبک لباس پوشیدن هم تغیر کرد . شلوارهایی که خشتکش زمین و جارو می کرد و تی شرت هایی که زانوهامو رو می پوشوند.
گروه 5 نفره با این سبک لباس تو مدرسه تشکل دادم .انگشت نما بود ..
دعواهای مدرسه رو خیلی دوس داشتم . اگه روزی اتفاقی نمی افتاد با اون 4 نفر هم دیگه رو میزدیم .
روز به روز تو ضمینه ی موسیقی فعالتر میشدم !یه نرم افزار نسبتا حرفه از یکی از دوستم یاد گرفتم
شعرامم بهتر میشد هر روز. البته که گفتن این حرفا اسونه .
1381 با تمرین وتلاش زیاد شروع به تمرین خوندن کردم .
بدون اهنگ شعر مینوشتم .و تو راه مدرسه یکی از دوستام با دهن اهنگ مید منم شعرامو میخوندم .
تو همین زمان بود که به کلم خورد کار کنم و پولامو جمع کنم !تو یه شرکت طراحی(مال بابای یکی از دوستام بود )-( میدون انقلاب -برج مهستان) شروع به کار شدم هر کاری: ابدارچی منشی گارگری و.. بسته های مقوا رو از پایین برج میبردم و بر عکس(اسانسور خراب بود)(شانس من)
داشتم پولامو جمع میکردم که یکی از رفقا ازم قرص خواست منم با کمال میل بهش دادم که هیچ وقت ازش پس نگرفتم !نارو خوردن از رفیق خیلی سخته ولی نا امیدی بد تره .
با همون یه ذره پولی که واسم مونده بود باز شروع به کار کردم .
طی چهار سال تک اهنگای تو خونه با میکرفن معمولی ظبط کردم بلاخره سال 85 تونستم اولین البوم رسمی به اسم بهرام رو به صورت زیر زمینی منتشر کنم.
بهترین اهنگای این البوم از نظر خودم وبقیه . :
برقص با من” و “تشکر از مادرم”
همچنین در اون زمان در مسابقه فری استایل سایت ایران میکروفون شرکت کردم و تونستم مقام اول رو کسب کنم. با آهنگ “فقر
اکثر شعرامو چه الان چه قبل تو خیابون میگم .
وقتی پیاده میرم . وقتی دارم قدم میزنم .
تو تاکسی تو اتوبوس . و خیلی جاهای دیگه.
جاده با من حرف میزنه
بعد البوم اول هم بیکار نشستم .
اواسط 85 البوم دوم کار کردم .
عکس العمل مخاطبا باعث شد تا مستحکم تر کار کنم .
با یه استعداد رو به رو شدم و تصمیم گرفتم اونو با سبک خودم همرا کنم .من و ولفگان با هم همکار شدیم .تا هم بتونم کمکی به اون کرده باشم هم البوم دوم رو متنوع تر کار کنم .
البوم دوم منتشر شد . با نام (فرصت )
آلبوم فرصت با موفقیت آهنگهای “فرصت” ، “اذان” و “من با تو” مواجه شد.
انتقادهای خوبی هم از طرف مخاطبان مطرح شد که در پیشرفت امروزی من بی تاثیر نبودند.
برخورد مخاطبان باعث شد تا تلاشم رو چند برابر کنم ! تا جای که اواخر 85 تونستم سومین البوم خودم رو منتشر کردم اسم البوم هم درد دل بود
آلبوم درد دل با موفقیت عجیب و غریب آهنگهای “درد دل” ، “بن بست” ،”ایران پاک” و “سلطان رپ” روبرو شد .
بعد از اون هم که کاراهای دیگه ای …..


 

حسین رحمتی (حسین ابلیس)

تاریخ تولد: سال : ۱۳۶۶ 
شروع رپ ( آماتور ) : ۱۳۷۸ 
شروع رپ ( حرفه ای ) : ۱۳۸۱ 
تحصیلات :دانشجو مهندسی پزشکی 


خلاصه ای از فعالیت های حسین 
استارت کار حسین با گروه ۰۵۱ و آهنگ تو زنده میمونی بو" البته غیر از آهنگهایی که با کنبین خونده بود" این اهنگ در مورد توپاک و مرگ توپاک بود و تو این آهنگ به نوعی از پدر رپ جهان تجلیل شد. در مورد اعضای گروه ۰۵۱ هم که با خود حسین شروع شد و اعضای اولیه گروه کنبین , رضا , مستر کیلر و مبهم بودند 

دومین آهنگ این گروه کل کل نکن بود که اولین دیس تراک رپ فارسی بود که بعد از این آهنگ, آهنگهایی با سبک کل کل و دیس خیلی بیشتر شد. بعد از این کارها نوبت به آهنگ سیاسیه ۱۸ تیر رسید که هنوزم که هنوزه جزو یکی از بهترین کارهای سیاسی هست (زمانی هم که این آهنگ روی نت قرار گرفته بود, اکثر سایتها و وبلاگهای رپ فارسی از شجاعت حسین برای خوندن چنین آهنگی تقدیر و البته تعجب کرده بودند.. 

حسین در گروه ۰۵۱ آهنگهای نسبتا زیادی رو بیرون داد و روز به روز هم به اعضای این گروه اضافه میشد ( سیامک, حسین تهی, آرمین تو ای اف ام, شاهین فلاکت و... ) آهنگهای این گروه هم اول روی سایت ۰۵۱ قرار میگرفت و بقیه سایتها و وبلاگها هم پخش میکردند.. 

گروه ۰۵۱ حدود ۴ سال پا بر جا موند و به یکباره به شکل خیلی غیرعادی از هم پاشیده شد. 
خلاصه بعد از پاشیدن گروه ۰۵۱ همکاری حسین با سایر رپرها بیشتر شد که از جمله از اونها میشه به حسین تهی, افشین یارتو, رضا پیشرو, سروش هیچکس, امیر تتلو و شاهین فلاکت اشاره کرد. حدود ۱ سال و نیم هم حسین با همین خواننده ها به صورت پراکنده کار میکرد و آهنگهاشون هم به صورت تک آهنگ روی نت قرار میگرفت. بعد از یه مدت حسین رابطش با حسین تهی, تتلو و هیچکس کمی شکرآب شد ( که البته الان مدت زیادی از این قضیه میگزره ) و تو این مدت بیشتر با مهدی اسلیم ( مهدار ) همکاری داشت که اوج کارشون هم تو آهنگ سرعت عمل بود... 

بعد از حدود ۱ سال غیبت حسین در پرشین رپ ( به دلایل مسائل تحصیل در ارمنستان و دست تنها بودن و مسائلی از همین قبیل ) حسین ۲ آهنگ به نامهای ابتکار ما و انفجار ۰۵۱ رو بیرون داد. که آهنگ انفجار ۰۵۱ ( که فقط کروس کار رو حسین کار کرده ) برای زمان کوتاهی بود که حسین در تعطیلات عید به ایران آمده بود و آهنگ همون زمان رکورد شده بود. در مورد آهنگ ابتکار ما هم این آهنگ از مدتی قبل آماده بود و موضوع آهنگ هم بر میگرده به همون اختلافات حسین با همون ۲ , ۳ رپری که اشاره کردم. که اگه به قسمتهایی از آهنگ ابتکار ما دقت کرده باشید, متوجه میشید. 
البته بعد از این آهنگها هم ۲ آهنگ به نامهای اجتماع ما ( که اصلا قرار نبود این آهنگ پخش بشه ) و هنوزم یادم هست از حسین پخش شد که این آهنگها به هیچ وجه با رضایت حسین پخش نشده بودند, مخصوصا آهنگ هنوزم یادم هست که این کار فقط ماکت بود و اصلا قرار نبود به اسم فیت با رضایا بیرون بیاد که متاسفانه اومد. نکته جالب این بود که در میان این آهنگها یکی از سایتهای پرشین رپ هم از آب گل آلود ماهی گرفته بود و اسم سایتش رو وسط این آهنگها تبلیغ کرده بود که واقعا این کارها و کارهای جانب دارانه بعضی از سایتهای پرشین رپ جای تاسف داره. 

آهنگ حسرت آخرین آهنگی بود که از حسین پخش شد, و بعد از این آهنگ هم شاهد اینترو آلبوم مهدار با حسین و همکاری این ۲ رپر و تشکیل کاغذ رکورد بودیم. در آینده هم اگه اتفاق خاصی نیوفته قراره ۲ تک آهنگ به زودی از حسین بیرون بیاد و امیدواریم هرچه زودتر شاهد آلبوم حسین و کارهای جدیدش باشیم. 

 


یاسر (یاس)

یاسر که نام هنری یاس را برگزیده است، پس از فیلم خصوصی بازیگر سریال نرگس به شهرت رسید. او با قطعه «سی‌دی روبشکن»، موفق شد احساسات بسیاری از شنوندگان را تحریک کند. بعد از انتشار این آهنگ، نام یاس بر زبان‌ها افتاد. یاس بیست و پنج ساله از شش سال پیش، رپ‌خوانی را آغاز کرد. او سه روز پس از زلزلة بم قطعه بم را ضبط کرد که تکستی کاملا احساسی و تأثیرگذار داشت. او در این آهنگ به تصویرسازی حادثه بم پرداخت. این به موقع آهنگ دادن‌ها، نشان می‌داد که او شمی قوی دارد و می‌داند کی باید آهنگ را بسازد و آن را منتشر کند تا نامش را مطرح کند. یاس، رپ‌خوانی است که تلاشی جدی برای دریافت مجوز نشان داده. او با همکاری شرکت باربد، تلاش می‌کند تا آلبومش را به صورت مجاز منتشر کند ولی تا این لحظه درخواستش در وزارت ارشاد، بی‌جواب مانده است. ویژگی مهم تکست‌های یاس، خاصیت انتقادی اوست. او با لحنی نیش‌دار و گاهی آزاردهنده، خصوصیات بد مردم را از قبیل مرده‌پرستی، اعتیاد، بی‌غیرتی و... هدف قرار می‌دهد که همواره باعث رنجش عده‌ای می‌شود. یاس معمولاً در بخش انتهایی تکست‌هایش از امید می‌گوید؛ از این که می‌توان دوباره ساخت و دوباره‌ اندیشید. بدون شک، او مجازترین رپر ایرانی است. حاشیه‌های *رپ* *رپ* در کشور ما مانند بقیة پدیده‌های اجتماعی نوظهور، حواشی‌ای فراتر از متن دارد. بسیاری از تازه‌واردهای این سبک، فقط ظواهر *رپ* مانند لباس و کل‌کل بازی‌ها و جنگ‌های خیابانی را آموخته‌اند و به مسائل مهم‌تری چون جنبة انتقادی و اصلاح‌گرایانة آن، توجه نمی‌کنند. اگر در غرب بعضی سعی کرده‌اند با این نوع رفتار و موسیقی،‌مدلی از اعتراض را به‌ نمایش بگذارند، ما با یک رفتار غیرعقلایی و غیرایرانی به تقلید از بدترین ظواهر زندگی یک عده غیرهم‌وطن دست زده‌ایم. رپ‌خوان‌ها معمولاً لباس‌های گشاد می‌پوشند. شلوار گشاد با جیب‌های فراوان، یک رکابی بسکتبال که بر روی تی‌شرتی ساده پوشیده می‌شود و کلاهی که یا تا آخرین حد پایین آمده و یا کج قرار گرفته است. گردنبندی بزرگ که حتی ممکن است گردنشان را خم کند. از دیگر زلم زیمبوهای آویزان به آن‌هاست رپرها معمولا در راه رفتن هم سر و دستشان را تکان می‌دهند و زیر لب شعرهایی را زمزمه می‌کنند. شما شاید در خیابان افرادی را دیده باشید که کلاه خاصی بر سر دارند و با رفتارشان جماعتی را به خود مشغول کرده‌اند. یکی می‌خندد، یکی تعجب می‌کند و بعضی‌ها سر تکان می‌دهند. این‌ها همان دوستانی هستند که راه رفتن خودشان را فراموش کرده‌اند. این تیپ از رپ‌خوان‌ها در حال افزایش‌اند، با فرهنگی آمریکایی که هیچ سنخیتی با زندگی ما ندارد. آن‌ها برای جلب توجه و نشان دادن رپ‌خوان بودنشان معمولا در حال درگیری‌اند. برای هر حادثة کوچکی دعوا به راه می‌اندازند و قمه‌های آماده را از غلاف بیرون می‌کشند. متأسفانه تعداد زیادی از رپرهای مشهور پرشین *رپ*، به انواع و اقسام مواد روان گردان و اعتیادآور وابسته‌اند و با افتخار از این مواد در تکست‌ها سخن می‌گویند. اما در این میان هنوز رپرهای پاکی پیدا می‌شوند که مجدانه برای رسیدن به استانداردهای دریافت مجوز، تلاش می‌کنند. آن‌ها موجب شده‌اند که سیما نیز در برخی برنامه‌هایش، حداقل برای تفنن از آهنگ‌های *رپ* استفاده کند. همان‌طور که در سریال«متهم‌گریخت» آهنگی با صدای رضا عطاران را در این سبک شنیدیم. در جشنواره امسال نیز تیتراژ پایانی فیلم «خط ممتد» به کارگردانی مانی تارخ، شعری *رپ* و با مضمون اجتماعی بود. شرکت‌های زیرزمینی: به تازگی دو شرکت که توسط رپرهای جوان اداره می‌شوند، تصمیم به پخش و فروش زیرزمینی آلبوم‌های *رپ* گرفته‌اند. شرکت دیوار یکی از آن‌هاست، این شرکت،«رادیوی اینترنتی» با همین نام را هر هفته برای دانلود در سایتش قرار می‌دهد. این شرکت، علاوه بر مصاحبه با رپرها در انجمن‌هایی به آموزش تکست‌نویسی و بیت سازی نیز مشغول است و کارشناسان آن به تحلیل موسیقی‌های منتشره و امتیازدهی به آنان می‌پردازند.

 


رضا ( پیشرو  / pishro )

 

رضا پیشرو متولد بهمن ماه 1364 است.او از 5 سال پیش شروع به رپ خوانی کرده است که طی آن دو آلبوم بیرون داده است.(یک آلبوم کامل و یک آلبوم در حال تکمیل)او در آلبوم اول خود که وقت کثیف نام داشت در حدود 18 آهنگ پخش کرد که تعدادی از آنها در نت پخش نشد.نکته جالب آن است که آهنگ وقت کثیف هیچوقت بر روی نت نیامد.

  اگر بخواهیم از آلبوم اول رضا چند آهنگ قشنگ نام ببریم می توانیم به نام آهنگ های پرده آخر و لبخند تلخ و وقت کثیف اشاره کرد.

  رضا در طول 5 سال سابقه کاری خود بدترین آهنگ های خود را از این آلبوم نام می برد.آهنگ هایی که با ابد و داریا ریکورد شد.مانند:Fuck zed bazi با همکاری داریا و فینچر.(که رضا ابراز پشیمونی کرد از خوندن این آهنگ).تغییر به همراهی داریا و فینچر.محبوبیت و مقابله هر دو با همراهی ابد و خودخواه با همکاری داریا.

  آلبوم دوم او که واقعیت نام دارد تحول عظیمی در سبک رپ در ایران بوجود آورد.این آلبوم از کیفیت بسیار بالایی بر خوردار است که در حال به پایان رسیدن است.رضا پیشرو در این آلبوم در حدود 15الی18 آهنگ خوانده است که هرکدام از زیبایی خاصی بر خوردار است.این آلبوم با آهنگ های زیبا و Text های قویش باعث شد رضا را در صدر برترین رپرهای ایران جای دهد.

  بیشتر آهنگ های این آلبوم با همکاری امیر تاتالو خواننده سبک R & B در ایران است.رضا دلیل این کار را صدای زیبای امیر و دلنشین بودن سبک R & B اعلام می کند.اکثر آهنگ های این آلبوم زیبا هستند و تعدادی از آنها از پر طرفدارترین آهنگ های پرشین رپ هستند.مانند: واقعیت(با موضوع سیاسی به همراه ابلیس علی کینگ و تاتالو)باید برم(موضوع شخصی)برو از پیش من(با همکاری تاتالو و تهی و روزبه)سفری بی انتها(آهنگی معنوی با همکاری انزیپر)زندانی و چشام ندید و ...

  رضا 3ماه در زندان به دلیل خواندن آهنگ واقعیت در حبس بود.

  پیشرو و 3پاک القاب رضا بودند که وی در اواسط کارش تصمیم می گیرد لقب 3پاک را واسه همیشه از خود دور کند به همین دلیل آهنگی را با نام 021 می خواند که در آن این موضوع اعلام می شود.

  آهنگ مورد علاقه رضا باید برم است که در آخر این آهنگ تصمیم گرفته بود 2سال رپ نخواند اما به دلایلی نتوانست این کار را بکند و تصمیم گرفت ادامه دهد و خیلی ها را با این تصمیم خوشحال کرد.

  رضا پیشرو همیشه از سروش لشگری ملقب به هیچ کس به عنوان برترین رپ کن ایران در کنار خود نام می برد.

  وی می گوید برای انتخاب بهترین خواننده فقط نیاز به گوش دادن به آهنگ های او نیست. بلکه باید واقعیت زندگی او را دانست.

  نامزد وی که ملقب به آتش است تا به اینجا دو آهنگ بیرون داده است که یکی با همکاری خود رضا و پیمان قدرت بود بود و دیگری هم به تنهایی ریکورد کرده است.




گروه زدبازی 

اعضای گروه :

1 : سهراب ام جی 

2 : مهراد هیدن 

3 : سامان ویلسون 

زدبازی نام یکی از گروه‌های رپ فارسی است که در لندن فعالیت می‌کند.

سامان ویلسون و مهراد هیدن از حدود ۵ سال پیش با هم در یک دبیرستان در تهران تحصیل می‌کردند و همین زمینهٔ آشنایی این دو ، باعث شکل گیری این گروه شد. این دو بعداً در یک مهمانی با سهراب ام جی آشنا شدند.
آنها در آهنگهایشان چنین ادعا می‌کنند که بهترین گروه رپ ایرانی هستند. ولی با وجود اینکه فعالیت‌های گروه‌های رپ ایرانی عمدتاً به صورت زیرزمینی است این ادعای آنها چندان اثبات‌پذیر نیست.
سه خوانندهٔ گروه که نامشان در آهنگها آورده شده عبارت‌اند از:
سامان ویلسون‌ (Wilson) 
سهراب ام‌جی (MJ):سلطان دود. اسم او مخفف Master Of Joint است. 
مهراد هیدن (Hidden) 
این گروه تا به حال حدود ۳۰ آهنگ به صورت تکی ساخته‌اند اما در چند ماه گذشته درصدد ساخت اولین آلبوم منسجم خود هستند.
یکی از آهنگهایی که ساخته‌اند «زمین صافه» نام دارد که همراه با علیرضا جی‌جی و سیجیل و نسیم خوانده شده ولی سامان ویلسون در آهنگ نمیخواند.(اردیبهشت 1388)

آخرین کار این گروه «کوچه» نام دارد .
همچنین سیاوش سیجل(Sijal) و علیرضا جی جی(JJ) دو عضو افتخاری گروه بودند ، که در بعضی از آهنگ‌ها با زد بازی مشارکت داشته‌اند. در واقع این دو نفر در فرانسه خود مشغول به ضبط آهنگ اند.(برنامه شب هفتم از بی بی سی پرشین_سوم نوامبر۲۰۰۶) و اخیرا به جمع این گروه پیوسته‌اند همچنین نسیم به عنوان هم خوان با این گروه همکاری می‌کند.



عرفان

 

من ۱۲ مرداد ۱۳۶۲ در شهر اصفهان به دنیا اومدم و از حدود ۶ ماهگی شروع کردم به کوچ کردن بین ایران، آمریکا و اروپا، خیلی* از دوران مدرسه رو در ایران سپری کردم، اکثر دبستان، سال اول راهنمائی، و همچنین اول و دوم دبیرستان رو در ایران بودم و قبل از تولد ۱۶ سالگیم برای آخرین بار از ایران خارج شدم. تا به حال به آمریکا، ترکیه، آلمان، فرانسه انگلیس، هلند، دانمارک، سوئد، کانادا، مکزیک، پاکستان سفر کردم. عاشق ایران، زبان فارسی*، شعر، فیلم، بازیگری، موسیقی و تقریبا همه جور هنری که فکرشو بکنین هستم.

 

 اولین کتاب شعری که خوندم گلستان سعدی بود که برای تولد ۸ سالگیم خریده بودن و از اون به بعد شروع کردم به شعرای دیگران رو خوندن، و الان شاعر مورد علاقم عمر خیام هست. کلا کتاب زیاد میخوندم، سوژه*های مورد علاقم، تاریخ، جنایی، طبیعت، جغرافی، می*شه گفت که اکثر کتابهای agatha christie و jules verne رو خوندم تو دوران بچگی*. علاقهٔ خیلی* زیادی به طنز دارم، همه جوره، جوک، فیلم، تأتر و غیره………… تو مدرسه همیشه معلم هام از دستم دیوونه بودن و با اینکه خیلی* دوتسم داشتن، تقریبا هر روز به دلیلی* تو دفتر بودم. شهر اصفهان رو خیلی* دوست دارم، چون خاطرات خیلی* خوبی* از اونجا دارم ولی* در عین حال تهران و شمال رو هم کلی دوست دارم چون زیاد برای سفر می*رفتیم چون مادرم اهل تهران هست و کلله فامیلش اونجا زندگی* میکردن. بچگی* در ایران تاتر بازی می*کردم و علاقهٔ زیادی داشتم، همینطور به موسیقی، ولی* به خاطره مخالفت پدرم نتونستم ادامه بدم تا اینکه اواخر ۱۷ سالگی به خاطر مشکلات خانوادگی از خانواده جدا شدم و شروع کردم به تنها زندگی* کردن که در آمریکا، که خوب معنیش این بود که باید کاملا خرج زندگی* و اجاره و غیره رو خودم بدم که باعث شد که دیدم نسبت به زندگی* و دنیا کاملا عوض بشه و برای همه چیز فقط به خودم اتکا کنم و راه خودم رو ادامه بدم و برم دنباله چیزای که بهش عشق میورزم، نه چیزای که بقیه برام تصمیم گرفته بودن. مشکلات اقامتی زیادی داشتم تو آمریکا و در سن ۱۹ سالگی، بعد از جریان حملات ۱۱ سپتامبر، ۲۰۰۱ به خاطر اینکه اقامت قانونی* نداشتم و ایرانی* هستم به چند زندان مختلف آمریکا رفتم، و بالاخره بعد از چند روز آزاد شدم و چسبیدم به عشقم، موسیقی و شعر و بر این تصمیم بودم که موسیقی ایران تو کاملا عوض کنم و اثر و مهر خودم رو روی تاریخ موسیقی ایران بکوبم، آلبوم اول مشکلاته خیلی* زیادی داشت، از اونجا که اینجا ستودیو خیلی* گرونه و رپ هم سبک جدیدی بود، ولی* بالاخره کاره خودم رو کردم و آلبوم بیرون اومد و تونستم همه جا پخشش کنم. فعلا هم بیش از ۲ سال که رو آلبوم جدیدم کار می*کنم و می*خوام به زودی زود بدمش بیرون، و حس می*کنم همهٔ امید و آرزوهای این ۱۰ ساله رو با آلبوم جدیدم به دنیا تقدیم می*کنم و امیدوارم که جواب خواسته رو بگیرم. از نظر موسیقی به خیلیها علاقه دارم، ولی* بزرگترین الگویه زندگی شخصی* و موسیقیم Tupac shakur هست. به سبکایه rap, house, jazz, rock , ایرانی* سنتی*، علاقهٔ زیادی دارم. شرکت پایدار رو درست کردم و تصمیم دارم با این شرکت چهرهی موسیقی ایران رو عوض کنم و دارم با کمک دوستان و همکارن زحمتکشم این کار رو انجام میدم. امیر A-plus, افرا و خشایار از اول راه باهام بودن، چند وقت بعد امانول هم آمد و بیش از یک سال پیش سرکش هم به ما پیوست به همراهی برادرش میلاد و از اون موقع، سوگند و بهزاد لیتو هم به ما پیوستن و داریم با قدرت کامل میریم جلو و امسال خیلی* کارا هست که داریم انجام میدیم.

 


 


 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات ()



بیوگرافی بهترین گروه و خواننده های متال/راک ایرانی
نویسنده: DOCTOR.MV - ۱۳۸٩/۱۱/٢٥

 

محسن نامجو

محسن نامجو خواننده، موسیقی‌دان و ترانه‌سرا و نوازنده سه تار متولد اسفند ۱۳۵۴ تربت جام است .

وی آموزش موسیقی را از نوجوانی با نت‌خوانی و آواز آغاز کرده، و سپس ردیف موسیقی ایرانی را ابتدا نزد استاد شاکری و سپس نصرالله ناصح‌پور(ردیف دان نامی) آموخت. نامجو سه ‌تار نوازی را هم نزد عظیم شکرخواه؛ نوازنده و سازساز خراسانی فرا گرفت .

نامجو پس از دوران دبیرستان در رشتهٔ موسیقی در دانشکدهٔ هنرهای زیبا پذیرفته شد ولی پس از مدتی، در بهمن ۷۶ دانشگاه را نیمه‌کاره رها کرد و فعالیت خود را به شکل تجربی و غیر آکادمیک ادامه داد .

مشخصهٔ آثار نامجو «تلفیق» است: تلفیق سبک‌های مختلف موسیقی ایرانی و خارجی و تلفیق اشعار کلاسیک با شعرهایی که خود می‌سراید. در موسیقی‌های او گوشه‌هایی از سبک‌های راک، سنتی، بلوز، جاز و محلی را می توان پیدا کرد. از استفاده از صداهای نامتعارف در اجرای آثار و بهره گیری از شعرهای مولوی، حافظ و جامی گرفته تا شاعران نامی معاصر افزوند تعبیراتی کوچه بازاری از دیگر ویژگی‌های کاری وی به شمار می رود . 

وی در طول  فعالیت حرفه‌ای خود بیش از هشتاد قطعه ساخته که بسیاری از این قطعات در قالب آلبوم‌هایی با نام‌هایی نظیر عقاید نئوکانتی، گیس و جبر جغرافیایی و... به صورت زیرزمینی و غیر رسمی منتشر شد .

 اولین آلبوم رسمی محسن نامجو با عنوان ترنج از سوی مرکز موسیقی حوزه هنری منتشر و توسط موسسه آوای باربد توزیع عمومی شد .

در این آلبوم نه قطعه از کارهای نسبتاً قدیمی‌تر نامجو آمده است. نامجو چندمدتی هم در کشورهای خارجی به اجرای کنسرت و معرفی موسیقی خود پرداخت .

 


گروه اوهام

گروه موسیقی اوهام از سال 1378 توسط شهرام شعرباف (آهنگساز و خواننده) و به همراهی شاهرخ ایزدخواه (گیتار) و بابک ریاحی پور (گیتار باس) در تهران آغاز به کار کرد.
اوهام اولین آلبوم خود «نهال حیرت» را در تابستان سال 1378 در تهران ضبط کرد ولی با وجود تلاش‌های بسیار و استدلال وزارت ارشاد اسلامی مبتنی بر «غربی بودن اثر و فقدان  استانداردهای قانونی» موفق نشد مجوز آن را دریافت کند. شرکتی که برای انتشار آلبوم با اوهام قرارداد بسته‌بود قرارداد را فسخ کرد و آلبوم را به گروه بازگرداند. پس از آن، در زمستان 1389 وب‌سایت اوهام راه‌اندازی شد و گروه تمام آهنگ‌های خود را به رایگان در اختیار شنوندگان قرار داد. این کار در کشور و در خارج کشور با استقبال فراوان روبه‌رو شد و به گفته بسیاری از منابع خبری گروه اوهام به زودی تبدیل به سمبل موسیقی راک مدرن ایرانی شد.
در اولین ماههای سال 1382 بابک و سپس شاهرخ به دلایل شخصی تصمیم به ترک اوهام گرفتند. اما شهرام با جذب اعضای جدید فعالیت گروه اوهام را ادامه داد. اواخر سال 1383 شهرام شروع به ضبط نهایی آهنگ‌هایی کرد که طی دو سال گذشته آماده و ضبط کرده بود و آلبوم جدید بنام «آلوده» در تابستان 1384 آماده شد. شرکت "بم آهنگ" در کانادا چاپ و پخش آن در آمریکای شمالی و اروپا را به عهده گرفت.
گروه اوهام بر مبنای تلفیقی از موسیقی راک و موسیقی سنتی ایران کار خود را شروع کرد. اوهام شاید اولین گروه ایرانی بود که بدون واهمه و محافظه کاری آلات موسیقی راک مانند گیتار و درامز را همراه با ادوات موسیقی سنتی مانند سه تار، تار، کمانچه و دف نواخت.
اوهام شعرهای کلاسیک فارسی را بر روی موسیقی راک خواند که البته موافقان و مخالفان بسیاری پیدا کرد. مخالفان این تلفیق تفاوت فضای اشعار کلاسیک حافظ با فضای مدرن و غربی موسیقی راک و همچنین تفاوت آوانگاری زبان فارسی با طرز خوانش این زبان در فضای راک را مطرح کردند. مخالفان همچنین معتقد بودند که به شعر حافظ و سنت‌های ایرانی توهین بزرگی شده و عده‌ای نیز برخلاف گروه اول معتقد بودند اوهام خدمت بزرگی از راه به روز کردن اشعار کهن ایران، به فرهنگ ایرانی کرده است! سبک تلفیقی گروه اوهام بعدها توسط گروه‌های راک دیگری مانند میرا دنبال شد.
اوهام هم به جهت سبک کار و هم به جهت نحوه ارائه کارهایش الگویی برای گروه‌های راک سال‌های اخیر بوده است. اوهام را به نحوی می‌توان پیشگام موسیقی زیرزمینی ایرانی دانست، چون اولین گروهی بود که توانست از طریق اینترنت و خارج از سیستم رسمی انتشار موسیقی در کشور کارهایش را منتشر کند و به گوش مخاطبانش برساند.

 


گروه آبجیز

پایه‌های اصلی گروه آبجیز (Abjeez) دو خواهر ایرانی هستند که سال‌هاست خارج از کشور زندگی می‌کنند. گروه آبجیز هفت نفره است؛ صفورا صفوی (آبجیز)، خواهر کوچک‌تر گیتار می‌زند، می‌خواند و آهنگسازی می‌کند. ملودی صفوی (آبجیزولو)، خواهر بزرگتر ترانه‌‌سرایی و خوانندگی می‌کند. او سابقه‌ی تحصیل در دبیرستان موزیک شهر یوته‌بوری و به دنبال آن آموزش موزیک در مدرسه‌ی فونداسیون کریستینا هلن در اسپانیا، آهنگ‌ها را می‌سازد، در گروه گیتار می‌زند. 
گروه آبجیز به غیر از صفورا صفوی و ملودی صفوی که نمای بیرونی و چهره ی گروه را نمایندگی می کنند، همکاری مجموعه ای موسیقی پرداز غیر ایرانی و ایرانی است به نام های :
-  ارلاند هگارد (نوازنده ی  گیتار بیس) / Erland Hoffgard - اردلان : اهل نروژ - سوئد
- یوهان موبری (نوازنده ی  گیتار آکوستیک) / Johan Moberg - جوان : اهل سوئد
- پاولو موورگا (نوازنده ی پرکاشن، کیبورد و تکنیک اسکرِچ) / Paulo Murga - پهلوان : اهل شیلی
- ربین کچرانه (نوازنده ی درامز، کیبورد، پرکاشن و برنامه ریزی آوایی دیجیتال) / Robin Cochrane - رامین : اهل اسکاتلند‌ - سوئد
- صوفی صفوی (گیتار برقی، صدابردار، امور فنی و ارتباطات گروه) / برادر ملودی و صفورا
در مورد سبک موسیقی گروه، آنها را در گونه‌های رگه و راک، راک- پاپ دسته‌بندی کرده‌اند. هر چند که خواهران آبجیز خود در گفتگوهایشان سبک کار گروه را پاپ جهانی (World Pop) معرفی می‌کنند. در مجموع کارهای آبجیز به آنچه اینروزها در ایران «موسیقی تلفیقی» شناخته می‌شود نزدیک‌تر است.
شعرهای ساده و دلنشین ملودی صفوی در مجموعه‌ی همه، با کلمات و مضامین روزمره، نشان می‌دهند که می‌توان روزمره گفت، بی‌آن که به ابتذال غلتید. این شعرها به واقع شاید پیشنهادی باشند برای هماهنگی کلام و موزیک و مقابله‌ای با ابتذال آشنا و نسبتا گسترده در اشعار موزیک پاپ ایرانی. 
تاکید اصلی ترانه‌های آبجیز بر موضوع تضاد بین سنت و مدرنیسم است. همین نگاه در وب سایت ‌گروه و ویدئوکلیپ‌های آنها هم امتداد پیدا کرده. در طراحی وب‌سایت گروه از لباس‌ها، المان‌های و نشانه‌های سنتی مربوط به دوران قاجار استفاده شده. این فضا در ویدئوکلیپ «ادعا» هم تکرار شده و در آنجا آبجی‌ها و بقیه اعضای گروه با لباس‌های زنان و مردان دوره قاجار ظاهر می‌شوند.
موسیقی «آبجیز» ترکیبی است از موزیک بوسا، رگی، راک، فلامینکو و جاز که در آمیزش با کلامی آمیخته با طنزی ملایم، اغلب کمبودها و نابخردی‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و همچنین اخلاق‌مداری‌های ریاکارانه را به چالش می‌کشد.
گروه آبجیز با انتشار آلبوم دوم (همه) خود وارد مسیر دیگری شده و در ترانه های فارسی خود حرف دیگری می زند. حرف های تازه ای در وصف زندگی هیجان زده و پر استرسِ جامعۀ مصرفی و مدرن. بیان بی هویتی و بیگانگی انسان معاصر در دهکده ی دیجیتالی جهانی که با صدای «صفورا صفوی» ابراز می شوند. صدایی که بی شک نظیرش در موسیقی پاپ ایران وجود ندارد. صدای او بسیار رسا، محکم و بیان او تا حدی نمایشی و نسبت به موضوعیت و ترکیب آهنگ ها متغیر می شود که تمامیت سبک خوانندگی او را در میان خوانندگان پاپ زن ایرانی متفاوت و منحصربفرد کرده است. صدای او در آستانه ی شکوفائی زنانه ی وی، در لابه لای ریتم ها و در میان نغمه های رنگارنگ موسیقی جهانی، نه تنها سخنگوی یک زن مستقل ایرانی است بلکه آوای یک ایرانی جهان وطن نیز می باشد.
در این آلبوم گروه آبجیز از زوایای گوناگون به طور کیفی تکامل یافته و به نقطه ای جدید از سفر موسیقایی خود رسیده است. این بار بر خلاف آلبوم «همه»، آلبوم جدید آبجیز مانند اتاقی آرایش شده با چیدمان های ریتمیک و ملودیک بجا و فضاسازی های مناسب، محیطی برای رشد فانتزی و هیجان های حسی بوجود آورده است. این اتاق پر نفس، پنجره هایی دارد که هر کدام بسوی منظره ی ذهنیات یک انسان و در جاهایی مشخصاً یک زن باز می شود. اتاقی امروزی و کاملاً مدرن با پنجره هائی که به سوی زمان حال من و شما گشوده می شوند، با نگاهی زنانه که در واژه های «ملودی صفوی» ذوب شده و دوباره در ترانه ای قالب گرفته می شوند. ترانه های او نقدی بر انسان معاصر و همیشه مسافر است. بیان نگاه یک مهاجر و یک ایرانی-اروپایی مقیم آمریکاست. او هویت خود را با نگاهی جهانی نقد می کند و خویش و فرهنگ ایرانی خود را در فلسفۀ هستی و با نگاهی نوگرا و فردگرایانۀ امروزی می نگرد و برای ما تعریف می کند. او بیشتر به فارسی می نویسد چرا که به فرهنگ و زبان فارسی کماکان پایبند است اما رسالت خود را در نقد و انتقاد به آن فرهنگ و آداب و رسوم های رایج می داند. ملودی صفوی در کنار آرش سبحانی (کیوسک)، بهزاد خیاوچی (سرخس)، آرش ب.ط (نبض) و محسن نامجو از پیشگامان ترانه سرایی معاصر و مدرن موسیقی مردم پسند ایران به حساب می آیند.
در آلبوم سوم آبجیز، عمدتاً پایه های ریتمیک و گرایشات موسیقایی متاثر از سبک های رگی، جز، فلامینکو، دیسکو/پاپ و رگه هایی از آوای موسیقی های لاتین، اسپانیایی و آفریقیای تا موسیقی ویس سوئدی شنیده می شود. این آلبوم نه تنها چهارراه ریتم ها و آواهای موسیقی های مردم پسند جهانی است بلکه تقاطعی از تاثیرات مستقیم از گروه ها و موسیقی پردازان موسیقی مدرن مردم پسند و مشهور جهانی نیز می باشد، مانند؛ شادِی (پاپ/جاز)، مانو چاوو(لاتین/رگی/پانک/پاپ)،لوس موکوس (لاتین/پاپ)، گروه پُلیس (پسُت پانک/رگی/پاپ)، بی52 (نییو وِیو/ پاپ) تا جیپسی کینگ (فلامینکو/پاپ) است. این گوناگونی در ترکیب ریتمیک و ملودیک قطعات نشانه ی علم و آگاهی «صفورا صفوی» به عنوان آهنگساز گروه از سبک های مختلف و دانش او در تلفیق آواها و ریتم هاست که موسیقی گروه را ویژگی جهانی بخشیده و در جریان یکنواخت موسیقی پاپ ایران موجی نوین بوجود آورده است.
این گرایش ها تنها در ساختار موسیقی آبجیز اتفاق نمی افتد. بلکه در زبان بیانی ترانه های آن نیز بطور روشن شنیده می شود. فارسی، اسپانیایی، انگلیسی، عربی و سوئدی زبان هایی هستند که در ترانه های این آلبوم استفاده شده اند. ایده ی جالب دیگر این است که در آهنگ های مختلف، در آن دسته که به زبان هایی - به غیر - از فارسی خوانده می شوند حتماً جمله ای که مفهوم کلی قطعه را برساند به فارسی آمده است. در آن دسته که به فارسی خوانده شده، جمله یا حداقل واژه ای به انگلیسی و در جائی به عربی آمده است تا مخاطب غیر ایرانی کم و بیش بتواند رابطۀ مستقیم تری با محتوای قطعات برقرار کند. این رویکرد خود نشان می دهد که نگارش و آرایش محتوای متن آهنگ ها همانقدر مورد توجه بوده که ساختار موسیقایی آهنگ ها اهمیت داشته است. همین تنوع در استفاده از زبان های مختلف در متن آهنگ ها خودبخود موقعیت و محیط وسیع تری را برای ارتباط فرهنگی با مخاطبان بیشتری در سراسر جهان به وجود می آورد که این خود رویکردی جهانی در بیان دنیای سایبرنتیک بی مرز اینترنتی است. 

 


کاوه یغمایی 

کاوه یغمایی در سال 1347 در تهران متولد شد. او بزرگترین فرزند «کوروش یغمایی» است. کاوه از کودکی مشغول به فراگیری موسیقی بود و علاقه ی فراوانی نشان می داد. او در سن 8 سالگی توسط پدر و مادرش وارد هنرستان عالی موسیقی ایران شد.
ساز اول کاوه پیانو بود که نزد خانم «نوین افروز»  آموزش می گرفت. 
سه سال بعد از انقلاب اسلامی در ایران ، هنرستان عالی موسیقی توسط دولت بسته شد. با توجه به شرایط سخت، کاوه فراگیری موسیقی را توسط پدر و عموهایش (کامران و کامبیز) ادامه داد. در این زمان او شروع به یادگیری استایلی کرد که در هیچ مدرسه ای تدریس نمی شد. این استایل «پروگرسیو راک» بود . کاوه تصمیم گرفت که گیتار الکتریک را بصورت حرفه ای شروع کند.
چند سال بعد ، هنرستان موسیقی با محدودیتهای خاصی مجدداً بازگشائی شد. 
کاوه دوباره به هنرستان رفت تا تحصیلات خود را بصورت آکادمیک ادامه دهد. در این زمان نام «هنرستان عالی» به "«هنرستان سرود و آهنگهای انقلابی»  تغییر یافت. 
او در سال 1368 از هنرستان فارغ التحصیل شد و در همان سال اولین کار هنری خودش را در آلبوم پدرش بنام «دیار» به ثبت رساند. این اولین آلبوم کوروش یغمایی بعد از 10 سال بود. 
کاوه تحصیلات خود را در رشته ی گیتار کلاسیک در «دانشگاه آزاد اسلامی» ادامه داد. کاوه نه تنها برای خودش، بلکه برای خوانندگان و موزیسین های دیگر نیز آهنگسازی و تنظیم کرده است.
او اولین کنسرت رسمی خود را در سال 1373 در فرهنگسرای بهمن اجرا نمود که این اولین کنسرت گیتار در ایران بعد از انقلاب اسلامی بود. 
کاوه در تنها «جشنواره پاپ ایران» تا به امروز، ستاره ی طلائی بهترین گروه را از آن خود کرد. 
«گروه کاوه» تنها گروه راک بود که با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کنسرت اجرا می کرد  این گروه تا کنون بیش از پنجاه اجرا داشته است.
کاوه در سال 1382 اولین آلبوم خودش «مترسک» را در ایران پخش کرد. که این آلبوم تا مدتها پرفروش ترین آلبوم ایران بود.
او پس از پخش آلبوم خود ، 2 شب متوالی در سالن میلاد تهران کنسرت برگزار کرد که با استقبال زیادی روبرو شد و برای اولین بار در ایران این کنسرت را بصورت حرفه ای بر روی دی وی دی ضبط و پخش کرد .
کاوه در سال 1384 پایه گذار واحد گیتار الکتریک در دانشگاه علمی و کاربردی ایران شد و در سال 1385 تصمیم گرفت کار خودش را به خارج از ایران گسترش بدهد ، که نتیجه ی آن پخش موفق آلبوم «سکوت سرد» , «Cold Silence» در سال 1386 در سراسر جهان بوده است. 

 


گروه کیوسک

کیوسک نام یک گروه موسیقی در سبک راک است. آرش سبحانی آهنگساز، ترانه‌سرا، گیتاریست و خواننده گروه کیوسک می باشد. کیوسک می‌کوشد، ترانه‌های انتقادی و اجتماعی را در قالب موسیقی متفاوت ارائه دهد، موسیقی‌ای که در آن رگه‌های بلوز و جاز هم به گوش میرسد.
آرش سبحانی که در رشته معماری تحصیل کرده از سن شانزده سالگی به آموختن موسیقی مشغول شده. او به جز مدت کوتاهی که پیش استاد آموزش دیده، موسیقی را به صورت خودآموز فراگرفته است.
 
وی از خوانندگان و نوازندگان گیتار الکتریک در ایران است. او رهبر،‌ خواننده،‌ سراینده اشعار و نوازنده گیتار الکتریک گروه کیوسک است.
آرش سبحانی در عمر هنری خود قبل از آنکه به عنوان آهنگساز، خواننده و نوازنده گروه کیوسک شناخته شود، با گروه های موسیقی متعددی همکاری داشته است. آرش در گروه "راز شب" که آلبوم "دار قالی" را به بازار عرضه کرد به عنوان آهنگساز و نوازنده گیتار حضور داشت، در گروه "آور" کنسرت زنده "آب و آتش" را در تالار حرکت اجرا کرد. گروه آور در حقیقت از جمع دو دسته ای تشکیل شده بود که نیمی از آنان بعدها گروه میرا و مابقی آنها راز شب را تشکیل دادند. بجز این، آرش سبحانی در آلبوم "زی با زی" اثر هومن جاوید و رامین بهنا به عنوان نوازنده گیتار حضور داشته است. همکاری آرش سبحانی با دیگر نوازندگان و آهنگسازهای موسیقی ایران به این ختم نمی شود و در کارنامه او اجرای گیتار در کنسرت محمد نوری و شهریار مسرور نیز دیده می شود.

اولین آلبوم گروه کیوسک به نام "آدم معمولی" که توسط شرکت بم آهنگ در کانادا تهیه شده بود، با استقبال زیاد ایرانیان داخل و خارج کشور روبرو شد. آن آلبوم که در سبک راک نواخته شده بود، شامل مجموعه ای از آهنگها با مضامین انتقادی بود که ترکیبی مناسب از متن و موسیقی را ارئه می کرد. گروه کیوسک دومین آلبوم خود را با نام "عشق سرعت" در بهار 2007 به بازار ارائه کرد. در مدت کوتاهی که از عرضه این آلبوم تا نگارش این متن می گذرد، آلبوم عشق سرعت موفق شده است که فروش قابل توجهی داشته باشد به گونه ای که در رده اول رنکینگ فروش سایت CD baby قرار گیرد. علاوه بر این، ویدیو کلیپ تهیه شده از آهنگهای این آلبوم رنکینگ های بسیار بالا را در سایت Youtube به خود اختصاص داده اند.


اعضای دیگر گروه علی کمالی (گیتار بیس)، اردلان پایور (کیبورد)، بابک خیاوچی (گیتار) و شهروز مولایی (طبل).


شرکت بم آهنگ سومین آلبوم گروه کیوسک به نام " باغ وحش جهانی " در چهارده نوامبر 2008 منتشر کرد. آلبوم سوم شامل ده آهنگ به سبکهای متفاوت است، از جازکولیها گرفته تا والس و از تانگوی آرژانتینی گرفته تا بلوز. همچنین موسیقی این آلبوم جهش بزرگی از دو آلبوم زیرزمینی قبلی کیوسک است. متن های آرش سبحانی همچنان در سطح گسترده ای بیانگر مشکلات اجتماعی موثر بر زندگی روزانه ایرانیان تمام دنیا می باشد.


کیوسک آلبوم جدیدش را در طول چهار ماه در استودیوی FM Recorders در Emeryville , Ca ضبط کرد. تهیه کننده این آلبوم "Sep V" بوده و توسط " Adam Ayan " از Gateway Mastering مستر شده است. در آلبوم جدید نوازندگان صاحب نامی چون نوازنده دارمز Pat Spurgeon از گروه Rogue Waveو نوازنده گیتار Paul Mehling موسس The Jazz Hot Club of San Francisco با کیوسک همکاری کرده اند. همچینین این آلبوم شامل آهنگ " یارم بیا "، محلی شیرازی محبوب در تاجیکستان، می باشد که در آن "محسن نامجو" خواننده و نوازنده جنجالی ایران به عنوان خواننده مهمان با کیوسک همکاری کرده است.

 

 




نظرات ()



انواع سبک ها
نویسنده: DOCTOR.MV - ۱۳۸٩/۱۱/٢٥

پاپ

موسیقی پاپ بر خلاف موسیقی آمیانه سنتی توسط افراد شناخته شده ی معمولا حرفه ای و از راه روند انتقال

آوازی تکامل نمی یابد در غرب از دهه ی 50 میلادی موسیقی عامه پسند (پاپ) Popular به معنای سبک های پیوسته در حال تغییری است که از موسیقی الکترونیکی تقویت شده Amplified  تا راک اند رول Rock and roll را در بر می گیرد.

 از لحاظ تاریخی موسیقی پاپ به هر شکلی از موسیقی غیر عامیانه گفته میشد که محبوبیتی توده ای کسب می کرد.از تصنیف های آوازخوان های دوره گرد و تروبادور های سده های میانی تا آن عناصر هنرهای زیبای موسیقی که در اصل گروه کوچکی از شنوندگان فرهیخته را مخاطب قرار می داد. اما به شکل وسیعی محبوبیت می یافت.پس از انقلاب صنعتی موسیقی اصیل آمیانه به صورت گسترده ای نا پدید شد و موسیقی عامه پسند عصر ویکتوریا و اوایل سده ی بیستم موسیقی تالار های موسیقی بود که والس و اپرت های ژاک اوفنباخ و ویکتور هربرت و دیگران در راس آن قرار داشت.

 در این میان در ایالات متحده نمایش های آوازخوان های دوره گرد (گروه هایی از مجریان سفید پوست که خود را به سیمای سیاه پوستان در می آوردند) آثار ترانه سرایانی مانند استفان فوستر را اجرا می کردند .

سبک های موسیقی پاپ تا اوایل سده ی بیستم میلادی از اروپا به آمریکا می رفت.سپس اشکال امریکایی نظیر رگ تایم و کمدی مو سیقایی بردوی شنوندگانی در انگلستان و در قاره ی اروپا یافت. از آن زمان به بعد موسیقی پاپ غربی بیشتر تحت سلطه ی آمریکا بوده است.در دهه ی 1890 تین پن الی Tin Pan Alley نیویورک به صورت نخستین صنعت خود کفای چاپ ترانه های پاپ ظهور کرد و در همان 50 سال اول غزل سرایی بارور را با اپرت اروپایی در آمیخت و نوع جدیدی از نمایش موسیقایی –کمدی موسیقایی یا موزیکال-را به وجود آورد که در دست آهنگسازان آمریکایی مانند ژروم کرن & جودج گرشوین &  آیروین برلین & کول پورتر & ریچارد رودجرز و اسکار همرشتاین دوم به پیچیدگی قابل توجهی دست یافت. در این میان سیاه پوستان آمریکایی با شروع از رگ تایم ترکیب ریتم های پیچیده ی آفریقایی با ساختار های هارمونیک اروپایی را آغاز و آنچه را که به مهمترین سبک جدید موسیقی قرن تبدیل شد خلق کردند.

شمار مخاطبین موسیقی پاپ (که با موسیقی تالار های موسیقی تفاوت دارند) در نیمه ی اول سده ی بیستم تا حدی  به سبب رشد فن آوری به شکل قابل توجهی افزایش یافت.برای نمونه تا 1930 دیگر صفحه ی موسیقی به منبع اصلی موسیقی در خانه تبدیل شد و به این ترتیب حتی کسانی که هیچ نوع آموزش موسیقی ندیده بودند می توانستند به ترانه های پاپ گش دهند.در عین حال استفاده از میکروفون هنرمندان آوازخوان را از نیاز به صدا های آموزش یافته ای که می توانستد در فضا های بزرگ نفوذ کنند آزاد ساخت و به این ترتیب امکان استفاده ی تجاری از فنون جدید آواز خوانی به وجود آمد.پخش رادیویی که به منطق روستایی نیز می رسید به گسترش سبک های جدید موسیقی یاری رساند.به ویژه موسیقی کانتری Country که سبکی رقص مانند و روایی است که از بالادهای

(تصنیف های ) انگلیسی-آمریکایی سفید پوستان جنوب و غرب گرفته شده  بود به پیروزی چشمگیری دست یافت.موسیقی عامیانه نیز که در موسیقی بلوز سیاه پوستان جنوب ریشه داشت محبوبیت یافت.

جاز تنها دوره ی محبوبیت توده ای خود را در اواخر دهه ی 30 و در دهه ی 40 با سبک سوینگ (تاب) دسته های بزرگ و آوازخوان هایی مانند بینگ کروزبی و فرانک سیناترا (که به ناله کنندگان معروف شدند) تجربه کرد. در این میان بلوز نیز متحول شد  آوازخوان های سیاه پوست به دنبال کار از جنوب به شمال و شهر های صنعتی مهاجرت کردند و بلوز روستایی به سبک بلوز شهری که خشن تر بود و بیشتر از عبارت پردازی های آوازی استفاده می کرد دگرگون شد.دسته های بلوزی که در دهه 40 در شیکاگو به وجود آمدند از گیتار های الکتریکی تقویت شده  که اغلب با باس Bass و درام الکتریکی حمایت می شدند استفاده می کردند. این ساز ها بعد ها از طرف دسته های راک اند رول نیز به کار برده شد.

در دهه های بعد از جنگ جهانی دوم موسیقی پاپ آمریکایی به استیلای بین المللی غیر قابل بحثی دست یافت.در دهه ی 50 مهاجرت سیاه پوستان آمریکایی به شهر های شمالی به پیدایش اشکال و سبک های آواز های بلوز ترکیبی انجامید.راک اند رول که در دهه ی 50 با الویس پریسلی و شخصیت های دیگر ظهور کرد به صورت آمیخته ای از ریتم و بلوز سیاه پوستان با موسیقی کانتری و آهنگ عاطفی فیض بخش پدیدار شد.در دهه ی 60 اشکال پیچیده تر راک اند رول به موسیقی راک معروف شد که عناصر بنیادین آن عبارتند از : یک یا چند آواز خوان تعدادی گیتار شدیدا تقویت شده (شامل باس و ریتم و لید) و درام Drum .از میان ساز های دیگری که معمولا به کار برده می شوند می توان از پیانوی الکتریکی و ارگ الکتریکی و سینتی سایزر و انواع ساز های بادی و سازهای ضربی فرعی نام برد.نت های کلیدی راک گونه ای ضرب پشتی Backbeat  کوبنده آواز های عاطفی و نوای به شدت تقویت شده ی گیتار است.این سبک در مراحل اولیه خود سبکی ساده بود که بیشتر بر ریتم های رقص مانند، ملودی ها و هارمونی های رایج و اشعاری که با دل مشغولی های شنوندگان همدردی می کرد-عشق جوانی ، بلوغ و اتومبیل!- متکی بود که در مرحله ی بلوغ پیچیدگی بیشری یافت و برخی از با استعداد ترین نمایندگان آن توجه منقدین جدی موسیقی را به خود جلب کرد.

راک انگلیسی اولین بار در دهه ی 60 به دست بیتلز با توانایی ها ورشد قابل توجه موسیقایی خود توانستند موسیقی پاپ را به رشته ی بازی از خلاقیت اصیل تبدیل کنند.در عین حال باب دیلن و دیگر مجریان آمریکایی مشغول رشد بخشیدن به موسیقی راک-عامیانه آمیزش بالاد سنتی با اشکال نظم و ریتم ها و شیوه ی راک در تنظیم آهنگ بودند.در اواسط دهه ی 60 موسیقیدانان جوان به کاوش توانایی راک برای برخورد با مضامین اجتماعی و سیاسی پرداختند.گروه هایی نظیر رولینگ استونز ، دورز و دیگران ، شعر های تخیلی را به شکل بی سابقه ای با هنر تنظیم آهنگ ترکیب کردند که نمونه ی آن قرار دادن قطعات طولانی بدیهه سازی Improvisation  تک نفره در بافت هایی با پیچیدگی رشد یابنده و ساختار های موسیقایی-ترانه ای راک است. آوازخوان های  قدرتمند مانند جانیس جوپلین و گیتاریست هایی مانند جیمی هندریکس در مضامین سنتی ریتم و بلوز انقلابی به پا کردند.

راک به سرعت نوجوانان غربی را که پس از جنگ با افزایش سطح زندگی پول بیشتری در اختیار داشتند به خود جلب کرد و آنان به شنوندگان اصلی جدید ترین اشکال موسیقی پاپ تبدیل شدند.

در اواخر دهه ی 60 و اوایل دهه ی 70 ازدیاد دسته های آمریکایی و انگلیسی به اوج خود رسید. همزمان با آن موسیقی پاپ سیاه پوستان با گروه های اوازخوان موتان Motown  و مجریانی مانند آرثا فرانکلین و استیو واندر به پیچیدگی بیشتر و دامنه ی وسیعتر شنوندگان دست یافت. تاریخ موسیقی پاپ در دهه ی 70 ، 80 و 90میلادی در اصل همان تاریخ موسیقی راک است که با سبک های دیگر آن از جمله موسیقی دیسکو  ، پانک ، رپ ، متال و ... در سراسر جهان گسترش یافت و معیار موسیقی جوانان در بسیاری از کشور ها گشت.



راک

منشأ راک اولیه را باید در سرودهای انجیلی سیاهان، سبک ریتم بلوز و همچنین موسیقی جاز (Jazz) جستجو کرد. در دهه 1950 نوای ساکسوفون و گیتار الکتریک با ضرباهنگ قوی به این موسیقی اضافه شد و سبکی را به وجود آورد که در ابتدا راک اند رول  و سپس به اختصار راک نام گرفت.

این موسیقی در ظرف نوزده سال چنان محبوبیتی کسب کرد که در سال 1969 در همایشی سه روزه به نام «ووداستاک» توانست بیش از سیصد هزار بیننده را در فضای باز به خود جلب کند. در اواخر دهه 1970 کم کم راکجای خود را به «هوی متال» داد و بعد هم در دهه 1990 موسیقی «رپ» باب میل جوانان غربی قرار گرفت.
در موسیقی راک از همان ابتدا ما با دو مسئله‌ی اصلی روبرو هستیم، یکی فرم این موسیقی از لحاظ علمی و اصول هارمونی و دوم ترانه و مضمون اشعاری که این موسیقی را همراهی می‌کند.
ترانه در موسیقی  راک می‌تواند به‌مراتب پراهمیت‌تر از فرم موسیقی از لحاظ ساختار هارمونیک باشد.
چرا که موسیقی  راک خود زائیده‌ی شرایط اجتماعی خاص در دهه‌های 1950 تا 1990 است و نمود اولیه‌ی این شرایط در ترانه‌های این چند دهه متجلی شده. آوازهای  راک  که اغلب سراینده و خواننده‌ی آن یکی است، در حقیقت بازتاب شیوه‌ی زندگی آمریکائی، مانند بی بند و باری فزاینده‌ی جنسی بود.
 شعر این آوازها بیش از آنکه همانند آوازهای دهه 1930 و 1940 عاشقانه و احساساتی باشد، گرایش به بیان صریح و بی‌پرده‌ی مضامین جنسی داشت. اجراکنندگان راک در دهه 1960 اغلب به مخالفت و تمسخر جنگ فرسایشی ویتنام می‌پرداختند.
آوازخوانان علاوه بر این در آوازهاشان به بیان تجربه‌های حاصل از استفاده مواد مخدر و تقلا برای کسب حقوق اجتماعی و همچنین مبارزه با تبعیض نژادی مبادرت می‌ورزیدند.
آوازخوان و ترانه‌سرای مشهور «باب دیلن» بخش عمده‌ی شهرتش را مرهون خواندن ترانه‌ایست به نام «Blowin in the wind»، مضمون این ترانه اعتراض به تبعیض نژادی است.
به طور کلی مهم‌ترین مسئله در موسیقی راک لحن اعتراض‌آمیز و تهاجمی و همچنین خشونتی است که در ترانه‌های آن نهفته. این نارضایتی از شرایط موجود است که اعتراض و خشونت را سبب شده و سپس در ریتم‌های درام (drum) که مارش‌های نظامی را تداعی می‌کند متجلی می‌شود. همچنین روح همین اعتراض است که در لگام افسار گسیخته‌ی گیتار الکتریک حلول کرده.                                       
می‌بینیم که نقش اصلی در موسیقی راک را ترانه بر عهده دارد و در حقیقت روح ترانه است که در فرم و ساختار هارمونیک این موسیقی جریان پیدا می‌کند.
حال اگر شعر و آواز را هم از این موسیقی برداریم و به موسیقی بدون کلام بیندیشیم باز هم اعتراض و خلق و خوی تهاجمی در ملودی‌های گیتار و ریتم‌های درام باقی می‌ماند. می‌توان پا را فراتر گذاشت و به جوهره‌ی راک  حتی به دور از موسیقی اندیشید. راک یعنی انزجار از سقوط انسان و درحقیقت همین انزجار است که اعتراض را به همراه دارد. حال، ساز و آواز و ترانه تنها وسیله‌ایست برای فریاد. فریادی که بسترش گاه حنجره است و گاه سیم‌های گیتار.
از طرف دیگر با نگاهی به تاریخ موسیقی راک در می‌یابیم که رادیو و تلویزیون و سینما به عنوان بستری بسیار مناسب در رشد و حرکت این سبک از موسیقی نقشی بسیار مهم و اساسی را ایفا کرده‌اند. برای مثال قطعه‌ی معروف «Rock around the clock» ساخته «بیل هالی» که از اولین آثار راک به شمار می‌رود بخش عمده‌ی موفقیتش را مدیون فیلمی است به نام «جنگل تخته سیاه» که در سال 1955 به نمایش درآمد. و یا می‌توان به شبکه تلویزیونی MTV اشاره کرد که در دهه 1980 بازار راک را تسخیر کرده بود.
در سال 1955، باب دیلن چهارده ساله با شنیدن موسیقی «Rock around the clock» فریاد زد «هی! این موسیقی ماست، برای ما ساختنش!» به راستی چه تفاوتی در این اثر وجود داشته که نه تنها باب دیلن بلکه میلیون‌ها جوان دیگر نیز هم‌صدا با او چنین فریاد زده بودند؟ این روح آزادی‌خواهانه، خشونت و اعتراض نهفته در این موسیقی بوده که باب میل جوانان قرار گرفته بود. جوانانی که در زیر آتش توپخانه‌های جنگ جهانی دوم متولد شده بودند و فاجعه‌ی مرگ‌بار و تلخ ویتنام را در پیش رو داشتند.

 

 

متال

اولین جنبش های هوی متال در جوانانی دیده شد که از نسلی برخاستند که در قلب یک تحولی بزرگ متولد شدند ، جنگ جهانی دوم و شرایط بعد از جنگ .

در اوایل دهه ۱۹۶۰ جهان غرب خود را در سراشیبی کامل ماشینی شدن یافت ، شرایطی که باعث شد جوانان این دوره زندگی خود را در معرض تکنولوژی بیابند ، همچنین وجود جنگ جهانی دوم که به سبب سیاست های افراطی سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ رخ داد و همچنین واقعه ویتنام که دلیلی بر سیاست های سرمایه داری امریکائی بود ، به همین دلایل شرایط نا امید کننده و یاس آور در جوانان این دوره رخ داد .و این عوامل سبب شد جوانان از جای خود بلند شوند و جنبش متال را با شعار « سرانجام - اصلاحی باید » آغاز کنند .

شاخه های متال:

        هوی متال

  • اسپید متال
  • ثرش متال
  • بلک متال
  • ملودیک دث متال
  • بروتال دث متال
  • دوم متال
  • متال اسکاندیناوی
  • گوتیک متال
  • پاور متال
  • پروگرسیو متال
  • موج نوی هوی متال انگلیسی (NWOBH)

اولین آثار موسیقی هوی متال را می توان به گروه Kinks (کینکس) نسبت داد، اما قطعات این گروه کاملا در چارچوب هوی متال نبود . در این دوره گروههای بزرگی به عرض اندام پرداختند از جمله « هو » ، « اسپایدرز » به سرپرستی آلیس کوپر ، کریم ،جیمی هندریکس ، لدزپلین وانیلا فوج ،آیرن باترفلای ، استپن ولف ، بلوچیر ، دیپ پرپل ، هامبل پای ، کاکتوس و بلک سبث .

در مورد آغازگر این سبک ۲ نظر وجود دارد . عده ای پیشوای این سبک را بلک سبث می دانند و عده ای دیگر استپن ولف .اما به دلایل خاص می توان بلک سبث را سردمدار این سبک و همچنین لد زپلین که گروهی راک بود با خط فکری هوی متال را نام برد .

در این سالها گروههای «کریم» با هنر Eric clapton و گروه Jimy Hendrix اولین گروههائی بودند که به متال جنبه تجاری بخشیدند و آن را از دیسکوها به بازار فروش کشاندند .

از جمله کارهای Eric clapton می توان به Sunshine of your love , White room و Jimy Hendrix با آلبومهای Are you Experienced , Electric lady بازار را بدست گرفتند .اما تا آن سالها پیشرویان این سبک Deep Purple,Led Zeppelin,Black sabbath بودند .

Deep purple با حضور Ritchie Blackmore , Jon lord , گروه Led Zeppelin با حضور Jimmy Page و Black Sabbath با حضور Ozzy Osbourn , Tony Iommy رقابت تنگاتنگی داشتند.

سالهای آغازین هوی متال به علت وجود پیشکسوتان این جنبش به Classic Metal مشهور است که بدون شک بهترین و بیاد ماندنی ترین کارها در همین دوره است .

از سال ۱۹۷۰ گروه Black sabbath با آلبومهای موفق Paranoid, Master of Reallity اولین آلبومهای متال را ثبت کرد که بعدها Metallica ,Nirvana که در شاخه هائی جدا فعالیت کردند خودرا پیشرو Black sabbath دانستند . در این سالها Deep purple با هنر Jon lord در نوازندگی Keyboard که آنرا با گیتار Ritchie Blackmored مخلوط کرد و متال هنر سازهای دیگر را نیز به همگان عرضه کرد .

همچنین در اواسط دهه ۷۰ گروه KISS به علت فرم نمایشی وتئاتر گونه و نیز تکامل اجراهای زنده بوسیله نوازندگانی بزرگ از جمله Paul Stanley , Gene Simmons سهم زیادی در تکامل موسیقی متال داشت .

در اواسط دهه ۷۰ بزرگان دیگری نیز پا در این عرصه گذاشتند از جملهAerosmith , Queen ,

Judas priest

بطوری که مشهود است اکثر گروههای متال شهرت خود را در ابتدا به عنوان گروههای راک بدست آوردند .همین عامل سبب ایجاد سبک Progressive Rock شد که گروههائی چون Genesis , Pink Floyd به خواست خودشان از این فراتر نرفتند . اما گروههای Jetro tull, Yes , King Crismon از این سبک به سمت هوی متال حرکت کردند که باعث ابداع تکنیک های جدید نوازندگی شد .

در اواخر دهه ۷۰ گروههای Aerosmith , Thin Lizzy,Black Sabbath به تجدید قوا و استراحت پرداختند . KISS به ناگاه دچار افت محبوبیت شد . Led Zeppelin با مرگ John Bouham نوازنده درام خود از هم پاشید . اما در این دوره Queen , Judas priest با قدرت به کار خود ادامه دادند . اما گروههای Rush ,Ac/Dc ,Ted nugent برخاستند و اعلام کردند هوی متلا همچنان زنده است . در این دوره Rainbow که توسط Ritchie Blackmore , Dio تاسیس شد نیز از هم پاشید .

همزمان با هوی متال سبک Punk که برای احیای Rock'n'Roll آمده بود نیز در حال شکل گیری بود . پانک ها نیز مخالف فاشیسم و تبعیض نژادی بودند و گاه بر ضد دولت های چپاولگر غربی می خواندند . گروههای ,bamnes , pagans ,dead boys ,misfits , Iggy pop ,MC5 Ramons,Clash,damned ,siouxsies که بارها باعث توفان در جهان شدند . اما سردمداران اینها ۳ گروه Iggy pop , sex pistols, Ramons بودند .

در سالهای آخر دهه ۷۰ که پانک طرفدارانش را رفته رفته کمتر می دید گروه جدیدی به اسم Motorhead آغازگر سبک جدیدی شد که به ۳ زیر شاخه Power metal , speed Metal , Trash Metal تقسم شده است . این گروه به دلیل اینکه هواداران هوی متال وپانک را دور خود جمع کرده بود سهم عمده ای از تاریخ هوی متال را به خود اختصاص داد . سبک Hardcore از دیگر دستاوردهای Motorhead است .

هنگامی که هاردکور روز به روز به پیشرفت خود ادامه می داد موسیقی متال با رهبری Queen , Judas priest و به دنبالشان Scorpions وگروههای موج نوی هوی متال بریتانیا ازجمله Diamond head , Def leppard , Iron maiden , Venom , Saxon , Raven جای خالی Black sabbath , Led zeppelin را پر کردند . Scorpions با قطعاتی از جمله Virigin Killers , Love Drive , Black out توانست هواداران زیادی را جذب کند .در این بین Iron Maiden بار دیگر تفکر و تعقل و ایجاز را در زبان هوی متال زنده کرد . آهنگهای killers , Piece of mind شاهد این مدعا هستند که Iron Maiden به پاکسازی ملودی ها و ریتم معتقد بودند .

آنچه مسلم است اینست که Iron maiden از گروههائی بود که برپایه موسیقی Metallica تاثیر فراوان گذاشت .در این سالها Venom با اجرای کارهای جدیدش خود را بین سبکهائی که بعدها Black metal , Death metal نامیده شدند سرگردان دید .

خلاصه سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۳ سالهای آغازین هوی متال بود .

نمادگری،بی خیالی ، طرد دنیای سیاست و دنباله روی (عشرت طلبی) از مشخصه های اصلی این سبک بود . اکثر طرفداران این سبک جوانان ۱۸ تا ۲۴سال بودند که هوی متال راموسیقی نسل خود می دانستند .اشعار عاشقانه و احساسی را نفی می کردند و با رقص میانه خوبی نداشتند .

 


رپ

موسیقی رپ که در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی و از میان سیاه پوستان فقیر متولد شد، در واقع یک نوع موسیقی اعتراض‌آمیز خیابانی است. مانند خیلی از سبک‌های دیگر موسیقی غربی، این سبک نیز با چندین سال تاخیر، به ایران راه پیدا کرد.
این موسیقی از پیش‌پا افتاده ترین و سهل ترین و خیابانی ترین کلمات استفاده می‌کند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را نقد کرد. یعنی در نوشتن متن رپ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد. موسیقی رپ به موضوعاتی از جمله: اختلاف طبقاتی، ریاکاری، دعواهای خیابانی، فرهنگ غالب جهانی و البته بحران‌های سیاسی می‌پردازد و ترانه‌های آن اگرچه قافیه‌هایی ضعیف دارند و در نگاه بسیاری شعر ناب به حساب نمی‌آیند، امّا با همین سادگی و بی پیرایگی خود می‌کوشند معنایی دیگر از زندگی اجتماعی را به ما یادآوری کنند.
احتمال داده می‌شود که آهنگ «یک یاری دارم» از بدیع زاده اولین آهنگ رپ ایرانی باشد. موسیقی رپ به طور رسمی و مجاز نیز در ایران کار شده‌است، که از آن جمله آهنگ‌هایی که در برنامهٔ تلویزیونی اکسیژن پخش شدند، و نیز آلبومی از شاهکار بینش‌پژوه به نام اسکناس را می‌توان نام برد. در سال ۱۳۸۵ نیز رضا عطاران در تیتراژ چند مجموعهٔ تلویزیونی از جمله متهم گریخت از موسیقی رپ فارسی استفاده کرد. هم‌چنین در تعطیلات نوروزی سال ۱۳۸۶ مجموعهٔ تلویزیونی دیگری به کارگردانی رضا عطاران به نام ترش و شیرین از شبکهٔ سوم سیما پخش شدکه در عنوان‌بندی آغازین آن، رضا عطاران یک شعر (از نیلوفر لاری‌پور) را به صورت رپ می‌خواند و محسن نامجو نیز با آواز وی را همراهی می‌کرد.
در سال‌های اخیر، گروه‌های بدون مجوز و زیرزمینی رپ در داخل ایران افزون شده‌اند و نیز آهنگ‌های فارسی تعدادی گروه رپ‌خوان در خارج ایران نیز از طریق اینترنت در ایران منتشر می‌شود. گروه‌هایی نظیر هیچ‌کس، زدبازی، میلاد نوری، و Emziper باعث شهرت رپ به خصوص در میان نسل نوجوان شدند.از آن‌جا که اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای توزیع قانونی تولیدات موسیقایی، برای این افراد عملاً امکان‌پذیر نبوده‌است، و با توجه به فقدان قانونی که انتشار این آهنگ‌ها از طریق اینترنت را محدود کند، اغلب گروه‌های رپ زیرزمینی آثارشان را از طریق وب‌گاه‌ها و وب‌نوشت‌ها به گوش شنوندگان خودشان می‌رسانند.
در عرصهٔ موسیقی ایران، می‌توان گروه‌های رپ را به سه دسته تقسیم کرد:

۱- گروه‌های رپی که جنبه‌های خشن و مبارزه جویانهٔ سبک گنگستا را جذب کرده‌اند که می‌توان این دسته را «رپ خوان‌های خیابانی» نامید. آنها در لابلای زبان کوچه و بازار به دنبال صدای خود میگردند. در این بخش از گروه‌های تأثیر گذار می‌توان هیچ‌کس، زدبازی، پیشرو، تهی و ابلیس را نام برد.

۲- دستهٔ دوّم رپ خوان‌ها، گروه محافظه کارتر و اخلاقی‌تری را تشکیل می‌دهند که می‌کوشند ارزش‌های اجتماعی را به ما تذکّر دهند. برخی از آن‌ها عبارتند از: یاس، امزیپر، هارنیک، تروت اسپیریت و سالومه.

۳- رپ خوان‌هایی که بر جنبهٔ فراگیری و اقتصادی رپ تکیه کرده‌اند. آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند از جریان‌های غالب و موسیقی پاپ سرگرم کننده استفاده کنند. از میان آن‌ها می‌توان به شاهکار بینش پژوه و فا تریتوری اشاره کرد.

 

 


نظرات ()